منتظرم باران بیاید حواس همه که پرت شد دستت رابگیرم

چت روم نوجوانان محل تبلیغات شما

منتظرم باران بباردحواس همه که پرت شددستت را بگیرم و ببرم یک جای دور؛اصلا زیر "پونز" نقشه!جایی که پیدایمان نکنند!چقدر خودم را دوست دارم وقتی از این نقشه ها میکشم!و چقدر دوست داشتنی هستی که اینطور دیوانه ام!منتظرم باران بگیردبردارم و ببرمت زیر شیروانی خانه ی قدیمی بی بی...جایی که در صدای باران روی شیروانی،داد و بیداد بوسه هایمان گم شوند!منتظرم باران بزندمثل یک عروسک از ترس خیس شدن،تو را توی پیراهنم پنهان کنم!حالا که من اینگونه چشم انتظارمتو هم
سخت نیستاصلا سخت نیست از روی شانه ام تاب بخوری روی دستمتوی چشمهایم زل بزنی و بگویی حواست هست امروز جمعه است؟!سخت نیستبگویم مگر حواس گذاشته ای؟سخت نیست چنان ببوسمت که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش!سخت نیست...جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم!بگویی کجا؟بگویم قربان عطر تنت!!سخت نیست من و تو این طور جان جمعه را بگیریم؛قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند!سخت نیستفقط دستت را به من بده!راستی...من رفتم!#حامد_نیازی#نامه_های_سوخته
میدانی چیستحسودی ام میشودولی این بار نه به آدم های دور و برتنه به پدر و مادری که عاشقت هستند!نه به راننده ی تاکسی که از آینه نگاهت میکند!حتی به قطرات باران و دانه های برفی که روی صورتت می افتند هم حسادت نمیکنم این بار!امروز به چتر توی دستتعینک روی چشمتبه گلوبندتپیراهنتبه انگشترت حسادت نمیکنم!این ها بماند برای بعد...امروز حسادتم میشود به خدادوست دارم بدانم چه حالی داشتچه عشقی کردچه لذتی بردتو را که داشت خلق میکرد!اصلا بگو ببینموقتی تنها بودی
یک اتاق،یک میز و یک صندلی چوبی قدیمی؛یک من و یک ملافه ی سفید که پیچیده ای دورم!یک باغچه ی همیشه بهار که نشسته ای میان گلهایشیک تو و یک دنیا ی ناشناخته از اندامت پیچیده در حریر بوسه!بیا،نه!برو،اما در حوالی نفسم،جایی که از چشمهایت روی تنم پولک ستاره بباردجایی که دستت به دکمه های پیراهنم برسد،جایی بایست که این بوسه را پرت کنم و بتوانی با لبهایت بگیری اش!جایی همین نزدیکی ها!یک من،که سرم روی تنم اضافه استچشم غره برو،بگو دستت را از زیر لباسم بیرون
                                                         سلام حضرت باران                        سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش!                              سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران
گاهی لازم نیست داد بزنم دوستت دارمگاهی همین کهبگویم لطفا یک نخ سیگار برایم آتش بزنهمین که ساعت 00:00 دستت را بگیرم و بگویمروبرویم بنشین تا بنویسمتیا لیوان چای ام را به تو تعارف کنم؛دوستت دارم است!همیشه که لازم نیست بگویم عاشقت هستمهمین که وقت غذا خوردن منتظرم تا انگشت های چربت را با لبهایم پاک کنی!اینکه مدتها دنبال جفت دستکش ات میگردماینکه وقتی کنارم نشسته ای از روی لباست موهایت را جمع میکنم؛عشق است!گاهی لازم نیست برایت بمیرم تا بدانی کجای ز
  سهراب سپهری از جمله افرادی بوده که یه طور دیگه به همه چیز نگاه می کرده، از نظم شعر گرفته تا مسائل دیگه توی زندگی ...البته این حرف من نیست، خودش میگه ... باورت نمیشه ؟! این رو بخون تا باور کنی ... "هر کجا هستم باشم، آسمان مال من استپنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من استچه اهمیت دارد گاه اگر می رویند، قارچ های غربت؟من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباستو چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیستگل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟چشم ه
امشبساعت 00:00 به هوای بوسیدنم بیدار شودنبالم بگرد ولی صدایم نزن!ملافه را دورت بپیچ و آرام دنبال نور کم سوی چراغ مطالعه بگردمرا که در حال عشق بازی با خودت در میان یک عاشقانه زمستانی دیدی،مچم را بگیر و بگو چشمم روشن!بعد،طوری با شیطنت و حسادت مرا ببوسکه صدای چراغ مطالعهو صندلی،صدای قلم و کاغذو صدای لبهایم در بيايد!وقت بوسیدن طوری روی پایم بنشین و دستت را برایم طناب دار کن که صدای خدا هم در بیاوری که با غر و لند بگوید:بروید بخوابید دیگردیر وقت اس
گفتم...داد میزنم دوستت دارمفریاد میکنم بی تو هیچمناراحتم وقتی نیستیوای اگر بیایی...اوج خشونتمجای دندان هایم روی دستت خواهد بودمثل یک امضای عاشقانهگفت...امضا را سر جایش میزنند!حالا،من مانده ام ،گونه اش و یک امضای عاشقانه ی شیرین!#حامد_نیازی
مرتیکه خر تو حالم دیدی تو اون موقعیت میخواستی شوخی کنم؟ گازوییل هم بود شاید میخوردمبخدا من فقط 1 تار مو ازم کم بشه جد بر جدت ترور میکنم پس  برو دعا کن چیزیم نشه اونشب شانس اوردی تو استخر اذیت نکردمت وگرنه الان 2 بچه رو دستت بود بخداراستی کره خر این پرینت تلفن منو بگیر ببینم این ماه قبض خطم خیلی کم اومده تعجب کردم خودم 80تومن اومده تا حالا
                                                      سلام حضرت باران                        سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش!                              سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران
تو که یادت نیستاما زمستان بود!به گمانم بهمن ماهشاید... یک هزار و چهارصد و کمی بیشتراز ایوان خانه،خاطره های مشترکمان را کف حیاط تماشا میکنم کهصدای پاهایت حواسم را پشت سمعکم جمع میکندآقا...باز هم بدون پالتو؟توی این هوا؟بیا تو عزیزم!با عشق که نگاهت کنم تو هنوز سپیدترین عروس زمینی!یادت که نیستامامیگویی دستت را بده ببینم!تصدقت که این بار دوستت دارم هایت رادر گوش نخود و کشمش ها خوانده ای!یادت که نیست امامن وسط این الزایمر هر دقیقه عاشق میشوم در کن
دانلود آهنگ جدید علی زند وکیلی بنام نجوای چوپان با بالاترین کیفیتآهنگساز : علی زند وکیلی ، ترانه سرا : پرستو حراجی اصل ، تنظیم کننده : گروه زندآلبوم : رویای بی تکرارDownload New Music By Ali Zand Vakili – Najvaye Choupan دانلود آهنگ جدید علی زند وکیلی به نام نجوای چوپانمتن آهنگ علی زند وکیلی به نام نجوای چوپانخدایا به جانمنمانده قراریببار وبگو با دل منبه ابرت به نرمی ببار ودریغا کویرمبیا و چو بارانببار وبه نبض شقایقبه چش
دانلود آهنگ جدید شهاب تیام بنام دستمو بگیر با بالاترین کیفیتDownload New Music By Shahab Tiam – Dastamo Begir دانلود آهنگ جدید شهاب تیام به نام دستمو بگیرمتن آهنگ دستمو بگیر از شهاب تیامتو گوش من می پیچه صداتیه نفر هست میمیره براتیه لحظه دور بشم از هوات میگیره نفسهااومده باز نزدیکتهنگاش پر از تصویرتهمیخواد فقط همینو بگه شک نکن به حرفامبزار دستتو تو دستامبیا دستمو بگیردستمو بگیرمست چشاتمو منو بی ارده منو میکشه به سمتتانتخاب منی اح
دلم را کوک کن لطفا،وقتی حسودی میکنموقتی میگویم کاش هیچکس تو را نمی دید!زمانی که هر رنگی به تنت میپاشی میگویم زیباست ها؛ولی این نه!دلم را کوک کن...وقتی میگویم چقدر زیبایی و غمگین میشوموقتی عکس هایت را از شهر جمع میکنمزمانی که به نسیم میگویم عطرت را ببرد با خود از این حوالی!دلم را کوک کن...وقتی دستت را همه جا سفت میگیرموقتی به عاشقانه هایم هم چپ چپ نگاه میکنمزمانی که به خودم هم حسادتم میشود!دلم را کوک کن...با لبخند بیا نزدیکم؛با پیشانی ات لبم را ب
کمی از دنیایت را به من میبخشی؟میشود امشب در خلوت آستین پیراهن آبی اتاتراق کنم و...تا سپیده دم شعر ببافم به رویایت؟وقتی خورشید پلکهایت را بوسید و آسمان بی ابر را تن کردی!دستت را در آستینت میگیرم،قدم میزنم و ذوق میکنم!با شیطنت،سر انگشتانت را میبوسم ،میچشم و مزه میکنم!اسمت چه بود؟عسل؟با خنده بگو واقعا که!عمری یک دیوانه در آستین پرورش دادم!سرت را جلو ببر و در آستین دنبال من بگرد...چشمهایم برق میزنند ومیپرم توی یقه ات!نمیدانی چقدر اینجا هوایش خوب
چند تا شکلات توی دستت پنهان کردیو دزدکی از آشپزخانه به سمت تختت می روی که...صدایت میزنم؛عزیزم...برایم خوب نیست این همه شیرینی!!تعجب نکنتو این همه شیرین باشی و چشمهایم مرض قند نگیرد از تماشایت؟!این همه شیرین باشی و قند لبهایم بالا نرود از بوسیدنت!به خودت که نه...به من رحم کن!دست هات را پشت کمرت پنهان کن و بگوکدام شیرینی؟کدام چشم؟کدام بوسه؟زیر نور چراغ مطالعه ای که تا حالاعشق بازی مان را ندیدهنفس به نفست بدهم و بگویمشکلات هایت آب شداین بار بیا با
شما که کارت درست استشما که زیباییشما که همه ی خوبی ها را قبضه کرده ایشما که "گلبهی" میپوشی بستنی از خجالت آب میشود!شما که جلو نشسته ای و کنترل را گرفته ای دستت!شما که همه را زده ای،کشته ای،برده ای!شما که اصلا با خدا سر و سِر داری!یک زحمت کوچک برای من عاشق دل خسته ی زار بکش؛در گوش خدا بگو برف زیاد بباردتا کار تعطیل شود!از خانه به بهانه ی سرکار رفتن بزنم بیرونبروم پشت پنجره کمی تماشایت کنم!آخر...دیشب از شعر نیمه نوشته ای که روی میز جا گذاشته بودم شن
عزیز تر از جان!چند دقیقه حساب و کتاب این قبض های آب ،برق و گاز را رها کنبیا کمی عطر تنت را بپاش به پیراهنم ببینم!فکر کن؛بیایی بنشینی روی زانویم،دستت را دورم حلقه کنی و بگویی...بفرمایید،امر دیگر؟فکر کن بگویمدیشب کابوس دیدم!نمیدانی که اما دیشب در خوابمیک "من" آنقدر تو را دوست داشت که از صبح تا شب،شب تا صبح،کارش شده بود دورت گشتن!توی بلا گرفته هم آنقدر آن "من" را دوست داشتی که مدام بغلش میکردی،گوشه ی لپش را میکشیدی و میگفتی...ای جان...فکر کن گوشه ی ل
میشود خواهش کنم کمی مرا بخواهی؟!مرا بخواهی به حدی که کف دستهایت دنبال خودم بگردمته چشمهای دریایی ات غرق شدنم را ببینممرا بخواه به قدر یک بوسه ی کشدار گم شده در مه!رقصیدن زیر بارانصدای پاهایمان کنار هم روی برف!جای دوری نمیرودمرا بخواه...به اندازه ی کمی مردن در آغوشت!#حامد_نیازی
ترجمه مقاله برنامه ریزی LID-BMP برای کنترل آب باران شهریدسته: ترجمه انگلیسی بازدید: 11 بار فرمت فایل: doc حجم فایل: 3900 کیلوبایت تعداد صفحات فایل: 15دانلود ترجمه مقاله برنامه ریزی LIDBMP برای کنترل آب باران شهری مورد تحقیق منطقه دهکده المپیک پکنقیمت فایل فقط 10,000 تومان عنوان انگلیسی مقاله: Planning of LID–BMPs for urban runoff control: The case of Beijing Olympic Villageعنوان فارسی مقاله: برنامه ریزی LID-BMP برای کنترل آب باران شهری: مورد تحقیق، منطقه دهکده  المپیک  پکنفرمت فایل
چت روم چت روم فارسی چت باران چت روم باران چت روم مهسان چت روم ققنوس چت روم عسل چت فارسی چت روم ناز چت روم شلوغ چت چت angel چت afg چت asal چت avacs چت ag y چت alexa چت advhc چت apple چت asl چت avax چت badoo چت bia2gap چت beetalk چت bf baman چت bo2 chat چت beyluxe چت brb چت bado چت baran چت روم برنامه چت b برنامه چت b talk چت comروم چت comباران چت comگروپ چت coco چت chat4i چت chat چت ck چت comفارسی چت comروم comفارسی چت cloob چت delgarm چت dhi چت didi چت dialog چت dalahoo چت delnaz یاهو چت didarha چت وی چت باران چت d وی چت d چیک چت d j وی چت چت eram چت engli
زیانهای خودارضایی:زیان های به
دلیل استمناع:می توانیم این
آسیب های را در چند دسته جای
دهیمعنوان نخست: زیانهای که
این عمل به فرد فرد وارد می
کند. دسته بندی افراد با توجه به غرق شدن در
بیماری:عنوان 1 :مریضیهای ابتلا به این
بیماری که مدتیمی باشد درگیرهستید، اولین
عوارض جسمانی  که در آن ها بروز می کندزیان
های خودارضایی مورد اول : خستگ
زیانهای خودارضایی:عوارض بواسطه استمناع:می توانیم این
آسیب های را در چند موضوع بگذاریمدسته نخست: عوارض که
استمناع عمل به جسم فرد وارد می
کند. دسته بندی افراد با توجه به غرق شدن در
بیماری:دسته 1 :بیمارهای مبتلا به این
مریضی که زمانیاست گرفتار آن هستند، اولین
عوارض جسمانی  که در آن ها بروز می کندعوارض خودارضایی مورد اول : خستگی و کوفتگی ،مورد دیگر:
عدم تمرکز حو
تو مال من باش...به چشمهایت قسمتمام عصر های جمعهمثل باران به همین پنجره خواهم خوردتا با ذوق پنجره را باز کنیچشم هایت را ببندیو دستهایت را به صورتم گره بزنی!تعجب نکن اماتو اگر مال من باشی...جمعه ها عاشقانه هایم از زمین به آسمان میبارند!برای من نهبرای آنها که سال هاست معجزه ندیده اند میگویم...تو،مال من باش!#حامد_نیازی#نامه_های_سوخته
حس بینایی در یوزپلنگ ها قوی ترین حس است و یوزپلنگ برای پیدا کردن شکار از این حس بیش تر از سایر حواس خود استفاده می کند پوزه ی کوتاه آن ها به چشم ها اجازه می دهد که در موقعیتی قرار بگیرند که حداکثر کارکرد بینایی را داشته باشند به علاوه چشم ها در بالای سر جانور قرار گرفته و به یوزپلنگ این امکان را می دهند که وقتی از پشت علف ها و بوته ها اطراف را زیر نظر گرفته است به راحتی بتواند بدون این که دیده شود شکار خود را انتخاب کند و زیر نظر بگیرد در هنگام دو
می شود وقتی دارم یواشکی توی جیب پیراهنت دنبال حواسم میگردمبی هوا ببوسی مرا!ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری،بگویم اول خودت کمی بچش!بگویی چرا؟بگویم آب قند لازمم!می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز میکنمببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک میزنی!می شود وسط یکی از عاشقانه هایمدراز بکشی و بگویی چهار دیواری اختیاری!می شود نیمه شب بیدارم کنی و بگویییک بوسه بدهکار بودی وقت تسویه حساب است!؟میشود!؟شک نکن!کار سختی نیست...کافی ست همان جا که هستی و این جملات ر
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام عشق من با بالاترین کیفیتDownload New Music By Meysam Ebrahimi – Eshghe Man دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام عشق منمتن آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام عشق منتو میدونی برای تو میمیرم وقتی که تو نباشی آروم نمیگیرممن میدونم دل منو میشکونی کنارم نمیمونی عزیز دلمبدون تو میمیرم تو که نیستی دلگیرمبه تو و جادوی چشمای تو اسیرم عشق من عزیزم عشق منگرمی دو تا دستت همه اون چشمای مستتیه جوری منو دیوونه
دانشمندان روش جدیدی را طراحی کرده‌اند که با کاشت یک ایمپلنت کوچک زیر قرنیه چشم، برای همیشه نیاز به استفاده از عینک مطالعه را برطرف می‌کند. در یک عمل جراحی بدون درد، ایمپلنت ظریفی موسوم به « قطره باران » (Raindrop‌) زیر قرنیه چشم کاشته می‌شود که می‌تواند مشکلات بینایی مرتبط با افزایش سن را معکوس کند. از این روش می‌توان برای مقابله با شرایطی مانند پیرچشمی (Presbyopia) – کاهش توانایی چشم در تمرکز بر اشیاء نزدیک با افزایش سن – ا
انبارها را از لحاظ ساختمان به ۳ گروه تقسیم می‌کنند:[۱]انبار پوشیده: بعضی از اجناس به علت حساسیت و مواد خاصی که در ساختمان‌شان به کار رفته باید در انباری که همه اطراف آن بسته و دارای سقف است ، نگهداری شوند.انبار سرپوشیده:نوعی انبار که سقف دارد ولی چهارطرف آن باز و فاقد حفاظ جانبی است اقلام و یا اجناسی که در مقابل نور مستقیم آفتاب و برف و باران خاصیت خود را از دست می‌دهند، در این انبارها نگهداری می‌شوند.انبار باز: این انبار به صورت محوط
به بالش باران خورده ام قسماین بار اگر... رفتارهای بچه گانه ام را بخشیدی و برگشتی؛با نقشه ای بچه گانه تر از همیشهتمام شب های زمستان،شومینه اتفاقی خاموش میشود!!تو با ناز صدایم میزنی که...چقدر سرد است و من آدرس آغوشم را با لبهایم روی لبت مینویسم!قسم به زمستانهر شب برایت اردی بهشت میسازم اگر بیایی!اصلا این ها به کنارتو برگرد!من هفته را از ظهر جمعه آغاز میکنم!عصر های جمعه را کنار تو خط میزنم از تقویم!تمام این محال ها راآمدن تو ممکن میکند نازنین!#حامد
بیا،بمان؛دوستم نداشتی هم خیالی نیست!من به اندازه ی جفتمان دوستت دارممن به اندازه ای کهابر باران رادریا موج راموهات انگشتانم راپیراهنت تنم را دوست دارد،دوستت دارم!من تو را قدر همان لحظه که نباید، دوست دارم!!ممنوعه ترینم؛باش و حظ کن که،خدا هر روز معجزه هایش را روی من تمرین میکند!برای چشمهایت خلقم میکند و برای نفس هایت می میراند!راستی ممنوعه ترینم...دوستت دارم!#حامد_نیازی#نامه_های_سوخته
خدا،دستم را گرفت و گفتتا حالا؛عشق را دیده ای؟گفتمچشم هایش را وقتی دیدم،نفس هایم انگار رنگش تغییر کرد!گفت آبی رنگ نشد؟گفتم چرا!شما از کجا میدانید؟گفت صدایت که زد قلبت برای تپیدن ناز نکرد؟گفتم چطور ممکن است؟گفت پلکهایش را هنوز دوست داری.نه؟گفتم خب حواسشان به چشم هایش هست!گفت دستش را گرفتی بال هایت جوانه نزد؟کنارش قدم زدی دلت دریا نشد؟گفتم چگونه است که...با انگشتش تو را نشانم داد و گفتاصلا بگو ببینم...عشق،این شکلی نبود؟خواستم بگویم چراهمین ا
تو معنای سکوت منیبه همین سنگینیبه همین زیبایی!تو...معنای لحظه ی مات منی،زیر باران!معنای بغض،کنار دریا!معنای لبخندی در آغوش رنگین کمان،تو از میان تمام شعر ها...همانی که هیچ گاه نمی نویسم!از میان خاطره ها همان که ندیدم!از میان لبخند ها همان که گم کردم!تو از میان تمام حروف همانی که کشف نشد!تو معنای سکوت منی!به همین سنگینیهمین زیبایی!#حامد_نیازی
حواس پرتی چیست؟ذهن شما همواره می‌خواهد درگیر و مشغول باشد. بنابراین اگر آنچه که اکنون انجام می‌دهید در شما درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکر شما دیگر لزومی احساس نمی‌کند که به جای دیگر برود و در آنجا درگیر شود. اما اگر در انجام این کار، درگیری ذهنی ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می‌رود که خود را در آنجا مشغول کند. و این همان حواس پرتی است. برای روشنتر شدن موضوع، مثالی بزنیم: وقتی دوستتان با شما صحبت می‌کند، اگر بتواند با بیا
چندسال است؟که وقتی می‌گویم باران،واقعاً منظورم باران استوقتی می‌گویم پاییز،واقعاً منظورم پاییز استو وقتی به تو فکر می‌کنمواقعاً منظوری ندارم چند سال است؟که پاییز چسبیده به پنجره غمگینم نمی‌کنداز خواندن عقاید یک دلقک گریه‌ام نمی‌گیردو از عقب انداختن چیزی نگران نمی‌شوم دیر است دیگرآنقدر مرده‌ای که نگاهم از تو عبور می‌کندو برای دوباره دیدنتباید آنقدر به عقب برگردمتا نسلم منقرض بشودبه روزهاییکه جاییمیان خون و
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها